نشانی جدید مرا ثبت و در پیوندهای خود اصلاح کنید : http://dejakam.ruhollah.org/

بر اساس آنچه که نرم افزار پرشین استیت نشان می دهد ، تاکنون حدود 72 هزار بازدید از "آب و آتش" من صورت گرفته است که البته به دلیل اشکالات فراوان در این نرم افزار حتما تعداد بازدیدکنندگان به این وبلاگ بسیار بیشتر است .

"پرشین بلاگ" برای من اکنون به جزئی از خاطرات و به بخشی از زندگی من تبدیل شده است که با آن توانسته ام به لطف خدا روشنگریهایی به قدر وسعم انجام دهم و فضیلتهایی را منتشر کنم و تکلیفی را بجنبانم و چراغی هرچند کمسو را فرا راه بگیرم . فکر نمی کنم بابت نوشته ای و روزنوشتی احساس پشیمانی داشته باشم حتی همان لطیفه ای را که به درخواست دوستان برداشتم هنوز هم فکر می کنم لطیفه خوب و موثری بود .

این "آب و آتش" محصول توفیقی است که از  جوار بارگاه آسمانی و نورانی پیامبر اعظم "ص" در طبقه ششم هتل قصر الدخیل (بعثه رهبر معظم انقلاب در مدینه منوره) نصیب من شد و من بابت این توفیق شکرگزار خداوند مهربان هستم .

از همین طریق به شمار دوستان خوبی که داشتم بسیار اضافه شد ، کارهای جمعی متعددی از این مسیر انجام شد ، اقدامات مشترکی صورت گرفت و تصمیماتی گرفتیم که منشا اثرهای خیری چه در زمان خاص و چه به صورت دنباله دار شد .

متاسفانه اشکالات متعددی که چه در هنگام نگارش و چه در پرشین استیت وجود داشت و گاه در زمانهای حساس که نیاز به ابراز نظری بود فرصت از دست می رفت در کنار انتقاداتی که به قالب قبلی من وارد بود باعث شد از برخی دوستان تقاضا کنم در این اسباب کشی به کمک من بیایند که از همه آنها بخصوص برادر خوبم محمد مسیح یار احمدی تشکر می کنم و البته منتظرم خرده کارهای باقیمانده را هم انجام دهد تا قالب و محیط جدید بی نقص باشد .

در هر صورت من اسم این کار را بهتر است اسباب کشی نگذارم چرا که بخش مهمی از نوشته ها و مقالات و خاطرات من در اینجا ثبت شده و من آنها را همین جا برای خودم به یادگار می گذارم . همچنین در نظر دارم پس از مدتی شاید چند ماهه ، از همین وبلاگ و همین سرویس برای نوشتن گونه ای دیگر از واگویه هایم استفاده کنم و کار را ادامه دهم و در حقیقت دو وبلاگ داشته باشم .اما علی الحساب از همه دوستان خوب و صمیمی و همراه و حتی منتقدان و معترضان بخش یا همه نوشته هایم که افتخار داده اند نام مرا یا وبلاگ مرا در پیوندهای خود ثبت کرده اند ، می خواهم از این پس روزنوشتهای مرا در نشانی زیر پیگیری کنند و خواهش می کنم که با اصلاح نشانی پیوند وبلاگ آب و آتش به آدرس جدید ، مرا از نقد و نظرهای خودشان درباره مطالب بعدی خودم محروم نکنند:

http://dejakam.ruhollah.org/

بدین ترتیب نخستین نوشته من در وبلاگ آب و آتش در محیط ورد پرس با عنوان "اجازه هست آقای دکتر احمدی نژاد ؟!" آماده دریافت نقد و نظرهای شما دوستان خوب است !

پیشاپیش فرا رسیدن ماه سراسر شادی و سرور شعبان و اعیاد شعبانیه از میلاد امام حسین ، امام سجاد ، حضرت ابوالفضل و فخر کائنات امام عصر "علیهم السلام" را به همگی شادباش و تهنیت می گویم .

فعلا خدا حافظ و ایام به کام

تقی دژاکام

 

 

چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

این دومین بار است که مطلب کس دیگری را در روزنوشت اصلی می آورم و هر دو بار و هر دو مطلب عجیب به دلم نشسته است .

تمام سه چهار روز اخیر را در هر نشست و برخاستی در هر جا با این سوال مواجه بوده ام که جمعه این هفته چه کنیم ؟ در نماز شرکت کنیم یا نه ؟ و اگر کردیم چگونه ؟

مطلب سجاد را عینا به نقل از وبلاگ پر محتوایش "خصوصی نیست ..." در اینجا می گذارم و دوست دارم نظرات دوستان دیگر را هم بدانم.

***

" جمعه این هفته تهران نیستم ولی اگر بودم مثل همه رفقا حتما به نمازجمعه می رفتم . مدتهاست که نمازجمعه های به امامت آقای هاشمی را شرکت نکرده ام ولی این بار ماجرا متفاوت است . می دانم که در این چند روز بحث داغ محافل و گعده های بر و بچه های حزب اللهی همین موضوع و مهمتر از آن ، احتمالات مختلف و شعارها و حضور موسوی وخاتمی خواهد بود .

اگر موسوی و خاتمی به نماز جمعه بیایند شک نکنید که برای تکرار ماجرای فحش خوردن عبدالله نوری و مهاجرانی در تابستان ٧٧ آمده اند و وقتی که به این نیت آمده اند معلوم است که این اتفاق نباید بیفتد ! همچنان که باشعارهای تند و غیر عقلانی نباید فرصت مظلوم نمایی و خود بهشتی بینی (!) به کسی داده شود ، حتی اگر محتوای خطبه ها بد بود که بعید است نباشد !!

فقط به نظرم دو اتفاق لازم است بیفتد : اول اینکه در صورت حضور نماز اولی ها ( بر وزن رای اولی ها ! ) هر گونه لودگی و خود شیرینی باید در میان موج خروش حزب الله ، مضمحل و منحل شود . دوم اینکه همان شعارهای همیشگی باید به گونه ای ادا شود که معنای اصیل و حقیقی اش بیش از پیش مفهوم شود . این هفته در نماز جمعه شعارهایی که عمری است سر می دهیم و مشتهایی که عمری است بر سقف آسمان می کوبیم معنادارتر از همیشه است : ما اهل کوفه نیستیم ...

درباره اعاده نماز هم نمی دانم بحث فقهی و رساله ای اش چیست . اگر دلی باشد که به دل خودتان مربوط است . به نظر من که لازم نیست !! نه هیچ کدام از ما خاک پای قنبر - غلام حیدر کرار "ع" - می شویم ونه آن دیگران در بدکاری و بد عهدی به گرد پای پادوهای دشمنان فاطمه زهرا "س" می رسند ...

تا به حال نشنیده ام مولا ، رکعتی از نمازهای آن بیست و پنج سال را اعاده کرده باشد ! والله عالم . "

***

 

چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

یکی از حوادث هفته جاری ، برگزاری مراسم اهدای ششمین جایزه ادبی قلم زرین از سوی "انجمن قلم ایران" بود که در محل حوزه هنری تهران انجام شد .

بر اساس بیانیه پایانی این انجمن ، هیئت داوران "قلم زرین" ، در بخش ادبیات داستان که سه کتاب "شمّاس شامی" نوشته مجید قیصری، "آوای نهنگ" نوشته احمد بیگدلی و "بیوتن" به قلم رضا امیرخانی با هم رقابت می‌کردند، هیچ اثری را شایسته انتخاب ندانست. 

 

داوران حوزه ادبیات داستانی، احمد شاکری، راضیه تجار ،  فیروز زنوزی جلالی، حسین فتاحی و محمد علی گودینی بودند.اکثر این داوران ، شاگردان آقای محمد رضا سرشار نایب رئیس هیئت مدیره این دوره انجمن قلم ایران هستند .

آقای سرشار چندی پیش در پاسخ سوال خبرنگار یکی از رسانه ها که نظر وی را درباره کتاب پر فروش "بیوتن" پرسیده بود ، اظهار داشت : من هنوز این کتاب را نخوانده ام .

آقای فیروز زنوزی جلالی در دوره قبل جایزه قلم زرین این جشنواره را از سوی تقریبا همین هیئت داوران و با راهنمایی آقای محمد رضا سرشار به دست آورده بود .

پ . ن ١ : از اینکه انجمن قلم ایران به این نتیجه رسیده است که انقلاب ، با این همه آثار فاخر در حوزه ادبیات داستانی ، رمان قابل تقدیری نداشته است به سهم خودم از آنان تشکر می کنم !

پ . ن ٢ : از اینکه دهها هزار نفر از ایرانیانی که فکر می کردند بهتر است به جای خواندن رمانهای پیش پا افتاده فهیمه رحیمی و امثال ذالک ، به سراغ رمانهای فاخری چون "بیوتن " و ... بروند به سهم خودم از آنها عذر خواهی می کنم !

چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

ای ازلی مرد برای ابد
بی تو زمین سرد ، برای ابد

نام قدیمت زلب حادثه
نعره برآورد برای ابد

پلک تو شد باز به روی دلم
پنجره گسترد برای ابد

هر گل سرخی که جدا از تو رُست
زرد شود زرد ، برای ابد

غیر دلت لشکر اندوه را
کیست هماورد برای ابد؟

نام تو عیّار ز روز ازل
خصم تو نامرد برای ابد

چشم تو در عین تحیّر شکفت
آینه پرورد برای ابد

دست تو از روز ازل زد رقم
بهر دلم درد، برای ابد

مست شد از باده روشنگرت
این دل شبگرد برای ابد

صبح ازل مهر تو در من گرفت
شعله ورم کرد برای ابد

***

پ .ن ١  : لحن جلالی و روح حماسی اشعار حسن حسینی به همراه  ظرایفی که از "منطق" بهره می گیرد ، همیشه غزلیات او را برای من دلچسب و به یاد ماندنی  کرده است  . روز مرد ، روز پدر و روز میلاد برترین آفریده خدا بعد از پیامبر اعظم "ص" مولای زخم و درد و عدالت و تقوا علی "ع" بر همه دوستان خوب و مخاطبان "آب و آتش" خجسته باد. عیدتان مبارک .

پ . ن ٢ : یک بار دیگر شعر را با توجه به ظرایف ادبی آن بخوانید و فاتحه ای نثار روح پاک سید حسن حسینی کنید.

پ . ن ٣ : شاید یکی دو بار این عبارات جامعه شناسانه را از دکتر شریعتی درباره تفاوت امام علی "ع" در انقلابیگری قبل و بعد از رسیدن به حکومت در همین وبلاگ نقل کرده ام اما باز هم برای مخاطبان جدیدم پیوند آن را در اینجا می گذارم تا بخوانند و در تحیر یک تحلیل فرو روند.

شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

این انتخابات واقعا انتخاباتی تاریخی و افسانه ای بود ، قبول !

در این انتخابات آزادانه ترین حرفها - راست و دروغ - از تریبونهای رسمی و غیر رسمی اش گفته شد و مردم را به سر صندوقهای رای کشاند ، باز هم قبول !

در این انتخابات ، رئیس جمهور دهم با رای بیش از 5/24 میلیون نفر از مردم این آب و خاک انتخاب شد که در تاریخ انتخاب روسای جمهوری در ایران بی سابقه است ، درست !

میزان شرکت مردم در این انتخابات ، پس از رفراندوم جمهوری اسلامی بی نظیر بود ، کاملا درست !

اما خدا وکیلی این همه دستاورد خوب می ارزد به اینکه آقای کروبی - آنطور که در بیانیه دیروزش نوشته - در مراسم تحلیف و تنفیذ رئیس جمهور شرکت نکند و آن را تحریم کند؟ نه خدا وکیلی این همه خوبی این انتخابات به این ضررش می ارزد؟

       

من که به محض اینکه در سایتهای خاص خواندم آقای کروبی گفته من در این مراسم شرکت نمی کنم از شدت ناراحتی می خواستم خودم را از پنجره تحریریه پرت کنم پایین که بچه های سرویس فنی جلویم را گرفتند و گفتند : نه ، این کارو نکن !

من در همی جا به  شورای نگهبان پیشنهاد می کنم انتخابات را باطل اعلام و یک جوری آقای کروبی را رئیس جمهور کنند تا بتواند در مراسم تنفیذ شرکت کند تا به این وسیله جلوی خودکشی  مردمی که احتمالا از زمان خواندن این نامه قصد  این کار خانمان بر انداز را  کرده اند گرفته شود ، اما می دانم این شورای نگهبان ما از بس کله شق است که این مصلحت سنجی ها سرش نمی شود . همین کارا رو می کنند که آقای کرباسچی پس از اینکه آقای کروبی این همه خرج تبلیغش را در فیلمهای خودش داد می رود به موسوی رای می دهد و شیخ را عصبانی می کند دیگر !

خداییش خجالت داره واللا... 

چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

یکی از ویژگیهای رفتاری شهید دکتر بهشتی که معمولا در این سالها دیگر اشاره ای به آن نمی شود ، تقید مثال زدنی و افسانه ای - برای ما البته ! - او به نظم و زمان بود ؛ چیزی که متاسفانه در بین بچه مسلمانهای ما بندرت یافت می شود و بر عکس آن به وفور. حکایتهایی که از دکتر بهشتی در این زمینه نقل شده بسیار زیاد است اما من در خاطرم مواردی از آنها باقی مانده است که به اتکای همین حافظه به یکی از آنها اشاره می کنم:

می گویند هنگام سخنرانی یا قرار حضور در محفل یا مجلسی ، او دقیقا راس ساعت - نه یک دقیقه کم و نه یک دقیقه دیر - حاضر می شد و اگر کسی هم بر خلاف قرار دیر و زود می کرد به او تذکر می داد.

جالبتر اینکه می گویند در قراری که کسی با او در خارج از کشور داشته است ، به در منزل او می رود و وقتی دکتر بهشتی در را باز می کند ، می پرسد برای چه کاری آمده اید . شخص مراجعه کننده با تعجب می گوید قرار بود این ساعت خدمت شما برسم و بهشتی می گوید : شما پنج دقیقه زودتر آمده اید و وقت من تا پنج دقیقه دیگر متعلق به خانواده ام است . تشریف داشته باشید راس ساعت در خدمتتان هستم!

       

من همیشه در قرارهایی که با دوستان - بویژه حزب اللهی ها - دارم و از دیر آمدنها و بد قولیهایشان کلافه می شوم به خاطراتی از این دست از شهید بهشتی متوسل می شوم و می گویم : نگذارید ما بچه مسلمانها را به بد قولی و بد عهدی و دیر کردنهایمان بشناسند ، نگذارید هر قرار ما با نیم ساعت تا سه ربع دیرتر آغاز شود ، نگذارید برخی جلساتمان به دلیل دیر آمدنهای برخی تعطیل شود و برگزار نشود ، نگذارید که وقتی قرار می گذارید بگویند قول حزب اللهی می دهی یا سکولاری ؟! بگذارید ما را مانند بهشتی و امام خمینی به افسانه ای ترین حالت نظم و دقت و تعهد بشناسند و ساعتهایشان را با آمدن و رفتن های ما تنظیم کنند.

بهشتی را به بصیرت در دین ، تعقل در موضوعات مختلف ، به تهجد و شب زنده داری و عرفان کم نظیر ، به سیاستمداری و راه اندازی تشکلات گوناگون در قبل و بعد از انقلاب و به حلم و شکیبایی و مدارای بی نظیرش می شناسند ، اما من احساس کردم شاید این یادآوری از بهشتی ، در دورانی که به قول رهبر عزیز انقلاب باید پای در راه عدالت و پیشرفت و راه اندازی جدی جنبش نرم افزاری و تحول علمی بگذاریم از همه مهمتر و کاربردی تر باشد .

این  چند جمله را هم که همیشه در فضای ذهنی من و بسیاری از همنسلان من جولان می دهند ، از شهید مظلوم دکتر بهشتی به یادگار داشته باشید :

١- من تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی برخورد منافقانه ترجیح می دهم.

٢- ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت .

٣- ای آمریکا ! از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.

حتما این جمله ناظر به این آیه شریفه قرآنی است که : قل موتوا بغیظکم (آل عمران /١١٩).

و : ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند ...

یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب ،‌در صبح باز باشد


عجب است اگر توانم که سفرکنم ز کویت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد ؟

    
زمحبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آن است که پاکباز باشد


  

به کرشمۀ عنایت ، نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

 
سخنی که نیست طاقت که زخویشتن بپوشم 
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟


چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد


نه چنین حساب کردم ،‌چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد


دگرش چو باز بینی،غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد


قدمی که بر گرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی ،‌قدم مَجاز باشد

پ . ن: برای کسی که سالی سه چهار بار خدمت آقا می رسد ، دو سال ! دوری از او ، شکنجه ای وحشتناک است . می دانم که قلب مهربان امام رئوف مرا بخشیده که به حضورم طلبیده است . در این مکان خوب ، به یاد همه دوستان خوبم هستم ؛ به یاد همه !

سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()